شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
11
نفثة المصدور ( فارسى )
پرسان پرسان احوال او بودهام ، مقنعى كه دل خرسند گرداند ، نشنودهام ، و مشبعى كه غلّت ضمير بنشاند ، استماع نكرده ، و امّا احوال من بنده بعد از مفارقت او ( ع ) فأصغ إليها إنّ فيها عجائبا 52 : تواتر أخبار تاتار ، و سرعت اجتياز ملاعين بر بلاد و ديار ، زمام اختيار چنان از دست ربود « 1 » ، كه بدرقهاى كه جهت « 2 » خزانه 53 با من بود ، و از نائب عراق بدان موعود بودم « 3 » ، نتوانست رسيد ، و توقّف و تأخير متعذّر گشت . « إذا لم يكن - 7 غير الأسنّة « 4 » مركب * فلا رأى للمضطرّ « 5 » إلّا ركوبها » 54 بربايست خواند ، و با اصحاب خويش ، كما بيش سوارى بيست ، روى به راه آورد . حراميان « 6 » جهت آن حرامريزه در مكامن عقاب ، چون عقاب گرسنه ، دهان گشاده ، و صعاليك بطمع آن خواسته از شاهين پرواز و از شير زهره فراخواسته ، و چون هنوز سعادت ريزهاى كه بپروبال آن مىپريدم ، نه چنين كه هست بيجان « 7 » بود ، و روزبروز فروشده ، بدين صفت - دور از همه دوستان - برنگشته بود ، و ألوف محنت « 8 » ، صفوف قلب را ، كه به دو تمشيت كار توان كرد ،
--> ( 1 ) هت ، كر : ربوده ( 2 ) هت : به جهت ( 3 ) متن مطابقست با : هت ، كر ، باقى نسخ : بود ، رك : « سيرة جلال الدين » طبع هوداس ص 218 و 219 ، و طبع حافظ احمد حمدى ص 348 و 349 ( 4 ) در « زهر الآداب » ج 1 ص 381 : إلّا المنيّة ، و در « نهاية الأرب » ج 3 ص 71 : إلّا الأسنّة ( 5 ) در « شرح الهاشميّات » ص 88 ، و « زهر الآداب » ج 1 ص 381 : للمحمول ( 6 ) مى : آورد و حراميان ، كر : آورده حراميان ( 7 ) هت : پىجان ( 8 ) تصحيح قياسى است ، همهء نسخ : محبّت